تبليغاتX
عابر احساس


عابر احساس

سلام بچه ها. بالاخره با تلاشهای شبانه روزی موفق به تایپ این مصاحبه شدم.  

حقیقتش فقط و فقط به خاطر شما دوستان بود و بس و قولی که داده بودم. امیدوارم اون چند تا دوستانی که از من دلخور شده بودن دلخوریشون رفع بشه.

بخوانید و لذت ببرید.

 

شناسنامه

پوریا پورسرخ هستم . متولد 4/4/1356 در تهران . مجردم . دو خواهر و یک برادردارم و فرزند اول خانواده هستم . دیپلمم رادر رشته تجربی گرفتم و بعد وارد دانشگاه شدم ودر رشته اصلاح نباتات لیسانس گرفتم . فوق لیسانسم مربوط می شود به فیزیولوژی گیاهی وقصد دارم این رشته راتا اخذ مدرک دکترا ادامه دهم . فیلم های سینمای روز سوم ، مصائب دوشیزه ، پسران آجری ، مهمان و همچنین سریالهای فرار بزرگ، وفا ، صاحبدلان ، شکرانه و ساعت شنی را در کارنامه دارم .

پیش تولید وفا

در حدود سه سال پیش صحبت از نقشی به میان آمد به اسم معین .  در گیر پیش تولید سریال وفا بودم که پیشنهاد بازی در کار آقای بهرام بهرامیان را دریافت کردم .همانطور که می دانید وفا با اقبال عمومی مواجه شد و در راه معرفی من کار خوب وپر سروصدایی بود . پس از آن با آقایان بهرامیان وشریفی نیا در ارتباط با ساعت شنی صحبت کردم .هر دو طرف معتقد بودیم نقش معین می تواند ادامه خوبی باشد برای منی که با وفا معرفی شده بودم ، زیرا هم نقش متفاوت بود و هم اینکه شرایط سختی را به لحاظ بازی می طلبید . از سوی دیگر چون دوست داشتم با این گروه حرفه ای همکاری کنم خوشحالم که این اتفاق افتاد تا من هم بخشی از مجموعه موفق مورد اشاره باشم .

سرم را بالا می گیرم

با وجود آنکه دو سال و خرده ای از ساخت ساعت شنی گذشته است هنوز هم سوژه این سریال بکر مانده است وبه لحاظ ساختاری نیز کار به حد قوی است که می توانم سرم را بالا بگیرم وبه حضور در این پروژه افتخار کنم .

نقش منفی درتلویزیون

شاهین سریال صاحبدلان نیز رگه هایی از منفی بودن را به واسطه شخصیت شری که داشت در خود می دید اما قلب او مهربان بود .ضمن آنکه در نهایت نیز به نوعی استحاله رسید و تا حدودی احیا شد .شاهین ، دل و رفتارش فرق می کرد و شخصیت او به نوعی درگروی تربیت نا صحیح خانواده بود . اما معین ساعت شنی یک نقش کاملا منفی است و از این حیث با شاهین صاحبدلان تفاوت دارد . معین خود را در طبقه ای جا زده که عضو آن نیست . در واقع از آنجایی که برای او هدف، وسیله را توجیه می کند لذا این جوان به هر ابزاری حتی اگر غیر اخلاقی باشد نیز متوسل می شود تا موانع را از پیش رو بردارد و به خواسته هایش برسد . معین وا نمود می کند که متعلق به طبقه ای فرادست خود است تا از این طریق بتواند دختران و پسران را فریب دهد .

زنگ خطر

همانگونه که ساعت شنی در مجموع به برخی از معضلات اجتماعی پرداخته است ، شخصیت معین نیز خالی از این بار نیست و ما قصد داشتیم تا با به تصور کشیدن این جوان به هم نسلان خود اعلام خطر کنیم و بگوییم که برای مثال نباید فریب ظاهر افراد را بخورند وبه بیرونشان اعتماد کنند .

یکی مثل معین

 متاسفانه در جامعه  بر خورده ام به افرادی که شبیه معین بوده اند . یکی از همین آدم ها چند سال پیش دوست من بود .او طوری وانمود می کرد که گویی از مال دنیا بی نیاز است و صاحب ثروتی عظیم ، به همین خاطر وقتی به من و چند نفر از دیگر رفقای مشترکمان پیشنهاد شراکت داد بلا درنگ پذیرفتیم و سرمایه خود را در اختیار او گذاشتیم ، اما او به عوض اجرای پروژه آن پول ها را برداشت و از ایران فرار کرد .

تقدیر از گریمورها

صرف نظر از خود نقش چهره پردازی و طراحی گریم آن نیز از دیگر نقاط قوت شخصیت معین به حساب می آید زیرا بر خلاف کلیشه های رایج که در آنها بد من های جوان حتما باید ابروها را تیغ انداخته باشند و موها را مطابق مد روز درست کنند معین با ظاهری معمولی دیده می شود تا بدین وسیله امکانش فراهم آید که بازیگر بتواند از طریق بازی خود منفی بودن اورا به معرض نمایش بگذارد . از خانم معین نویدی و دانیال عزیز متشکرم .

باور پذیر

سعی کردم این شخصیت را به رغم آنکه منفور بود (یعنی فراتر از یک نقش منفی ) دوست داشته باشم تا بتوانم آن را باورپذیر بازی کنم .

 تلاش :از سختی های کار یکی این بود که باید طوری وانمود می کردی تا شخصیت های درگیر قصه پی به باطن معین نبرد .

پوریا : بله یعنی به نوعی بازی در بازی . من باید طوری بازی می کردم تا مخاطب سریال متوجه شخصیت واقعی معین بشودو از سویی دیگر نباید اجازه می دادم تا حقیقت این آدم نزد پارتنرها یم در ساعت شنی لو برود .

بهترین نقش

تلاش : اعتقاد داریم نقشی که در این سریال بازی کرده ای به رغم حضور کوتاه مدتش بهترین کار تو به حساب می آید ، خودت در این زمینه چه نظری داری ؟

پوریا :تک تک نقش های که تا کنون ایفا کرده ام را دوست دارم اما اگر قرار باشد از میانشان بهترین ها را گلچین کنم من هم مثل شما یکی از انتخاب هایم معین سریال ساعت شنی خواهد بود ، با این حال نباید از نقشی که در(روز سوم ) ایفا کردم نیز غافل شویم .اما در مورد کوتاه بودن نقش معین باید بگویم نقش منفی به خودی خود دشوار است و اگر قرار باشد که آن را در زمانی کوتاه بازی کنید سختی کار چند برابرمی شود ، زیرا به واسطه ی سکانس های کمتری که در اختیار بازیگر قرارمی گیرد اوباید انرژی بیشتری را صرف کند تا نقش باور پذیر از کار درآید .

خود سانسوری

یکی از اصلی ترین مشکلاتی که در مرحله تولید سریال شکرانه داشتیم خود سانسوری بود . آنجا تا می آمدیم کاری را در ارتباط با قصه انجام دهیم به ما می گفتند این کار نکنید ! به همین خاطر قصه مرتبا تغییر فاز می داد تا بدانجا که در نهایت تبدیل به چیز دیگری شد . سریالی متفاوت از آنچه درمتن اولیه آن آمده بود .آنچه که شما آن را جراءت تعبیر می کنید در واقع پرهیز سازندگان ساعت شنی بوده از خودسانسوری وتراشیدن خط قرمزهای فرضی .

صورت مساله

جامعه ما هم مثل هر اجتماع دیگری مشکلات خاص خود را دارد .مردم نیز توقع دارند  هنرمندانشان به این معضلات بپردازند و آنها را در کارهای خود بگنجانند پس روش بسیار نادرستی است اگر بخواهیم با خط قرمزهای فرضی صورت مساءله را پاک کنیم . به طور مثال چندی قبل یکی از مسئولین امور بهداشتی برای بار چندم نسبت به گسترش بیماری ایدز اخطار داد . با این حال اگر کسی بخواهد سریالی در ارتباط با این بیماری بسازد خود را گرفتار در میان عادت خود سانسوری خواهد دید و این درحالیست که می توان از طریق اطلاع رسانی بخشی از جامعه را در مقابل ایدز واکسینه ساخت . اصلا اگر بتوانیم از نقطه نظر فرهنگی قدمی در ارتباط با این بیماری برداریم کار بزرگی کرده ایم . مخصوصا که مردم خیال می کنند وقتی می گویی ایدز ، الزاما باید به معنای ناهنجاری جنسی باشد . در حالی که این مساءله یکی از صدها راهیست که برای انتقال این بیماری وجود دارد .

حرفهای متین جعفری

چندی پیش داشتم مصائبه ی امیر جعفری  با نشریه شما را می خواندم به نظرم این هنرمند با استعداد و توانا حرف بسیار جالبی در اتباط با مقوله ی بازیگری زد . امیر گفت : بازیگر(بازیگر )است و تغییری نمی کند . بنابراین آنچه تغییر می یابد نقش است و نه بازیگر و این بدان معناست که وقتی بازیگری توانسته قابلیت های خود را در یکی دو پروژه نشان بدهد اگر در یک کار دیگر بد ظاهر شود این مساءله صرفا به او باز نمی گردد و ارتباط مستقیم دارد با متنی که در دل آن قرار گرفته و کارگردانی که با او همکاری می کند و چندین عوامل دیگر .

افت نکرده ام

پوریا پورسرخی که در سریال شکرانه بازی کرد همان بازیگری بود که وفا و صاحبدلان را ازاو دیدیم . من همانم که ساعت شنی را در پخش دارم ، پس اینکه بازی ام درشکرانه به دل نمی نشیند ، در حالیکه به خاطر روز سوم یا مابقی کارها مورد ستایش منتقدان قرار می گیرم ، به این مفهوم نیست که در مقاطعی افت می کنم ویا مبتلا به فراز و نشیب هستم ، بلکه پتانسیل نقش و همچنین ظرفیت متن و ایضا اتفاقاتی که در مسیر تولید به وقوع می پیوندند می توانند تاءثیر زیادی در کیفیت و کارایی من داشته باشند . بله بازی من در شکرانه به خوبی کاری که در ساعت شنی انجام داده ام نیست اما مقصر این نکته که شکرانه ریتم کندی داشت ویا در داستانش اتفاق خاصی نمی افتاد من نیستم و اصولا هیچ بازیگری نمی تواند تعیین کننده ریتم سناریو و فراز و نشیب های آن باشد .

منفعل

حامد شکرانه در همه جای قصه ی این سریال شخصیتی منفعل داشت .جوانی که مدام سرش کلاه می رفت و شما نمی توانستید وی گی قهرمانانه و خاصی که بتواند برای بیننده جذاب باشد را دراو پیدا کنید . بنابرین باز هم می رسیم به جمله نغزی که امیر جعفری به زبان آورده است . یک جا نقش به شما این فرصت را می دهد تا به خوبی دیده شوید و در جای دیگر این فرصت را از شما سلب می کند .

انتخاب

تلاش :اینجاست که بحث انتخاب به میان می آید .یعنی بازیگر مستعدی چون پوریا پورسرخ نباید شکرانه را انتخاب می کرد .

پوریا : در این کار هر بازیگری مسئول انتخاب های خودش است تردیدی وجود ندارد و من نیز با شما در این زمینه که عامل انتخاب می تواند مبین عیار بازیگر باشد موافقم اما مسائله اینجاست که سناریوی اولیه ی شکرانه ؛یعنی کاری که من به آن جواب مثبت دادم و به خاطرش با این پروژه قرار بستم آن چیزی نبود که ساخته شد و روی آنتن رفت .به همین خاطر در ارتباط با این کار نمی توانید از انتخاب من ایراد بگیرید .

صحبت تارخ

خوشحالم که یک بار از زبان استاد امین تارخ شنیدم که می گفت انتخابت در سریال صاحبدلان بسیار لب تیغی بود ، زیرا آنجا که دستت را بالا می بردی و می گفتی ( ما خودمون اند این صحبت هاییم ) می توانست در مخاطب ایجاد انزجار کند ، اما این اتفاق را طوری پیاده کردی که تبدیل شد به بخش شیرین این شخصیت .

مهشید

بر این باورم که مهراوه شریفی نیا چوب اقتدار و نفوذ والدینش را می خورد .زیرا اگر شریفی نیا من نوعی را به پانزده پروژه معرفی کند کسی حرفی نمی زند ، در حالیکه چنانچه این کار را برای دخترش انجام دهد صدای همه در می آید .با این حال اتفاقی که در ساعت شنی برای مهراوه افتاده شبیه تجربه ایست که من با سریال وفا به دست آوردم .از این بابت بسیاربرای این دخترمستعد وپرتلاش خوشحالم. مخصوصا که به یاد می آورم تلاش قابل ستایش مهراوه را برای ایفای هر چه بهتر نقش مهشید .

نسرین مقانلو

بیشترین بازی ام در ساعت شنی باخانم نسرین مقانلو بود. با ارتباط توانایی های ایشان بنده در حدی نیستم که بخواهم اظهار نظر کنم . اما راجع به مسئولیت پذیری این بانوی هنرمند بد نیست تا به خاطره ای اشاره کنم . با وجود این که خانم مقانلو مسافر آمریکا بودند و باید مقدمات این سفر را جورمی کردنداما پس از اتمام بازیشان هم لوکیشن را تر ک نمی کردند و کنار دوربین می ایستادند تا به من ری اکشن بدهند .

جوانتر ها

 عملکرد کسانی که به واسطه سریال (ساعت شنی ) معرفی شده اند کمتری از تلاش بزرگترها نبودو نظرم از لحاظ بازیگری باید حساب ویژه ای را برای این سریال بازکرد

اهدای عضو

در تمامی ادیان به مساءله نوع دوستی توجه ویژه ای مبذل شده. لیکن شریعت شیعه در این زمینه یک گام پیشتری از سایرین است با این حال در ایران که کشوری شیعه نشین است ،اهدای عضو آمار ناچیزی دارد ،چرا؟ به راستی چرا در سرزمینی که باید در چنین آماری سرآمد سایرین باشد پایین تر از دیگر کشور هاست؟ جواب را باید در بحث فرهنگ سازی پیدا کرد. وقتی نمی توانیم از طریق ابزار مختلفی که برای معرفی پدیده های اجتماعی وجود دارند، اطلاع رسانی کنیم، ناآگاهی مردم منجربه کاهش آمار مطلوب وافزایش واقیعتهای تلخ خواهد شد. در ارتباط با سوژه سریال ساعت سنی هم یقین بدانید که بحث رحم اجاره ای یکی از موضوعات مهم جامعه است و تردیدی نداریم که این سریال با هماهنگی آگاهان و مسئولان مذهبی ساخته شده است.

تحلیل و نتیجه گیری

تلاش: یکی از ویژگی های مقبول سریال ساعت شنی این است که به غیر از طرح یک موضوع به تحلیل آن نیز می پردازد و از آن نتیجه مهم می گیرید

 پوریا:و حسن این نتیجه گیری آن است که به سبک فیلم فارسی نیست و رویکردی واقع گرایانه به مسائل دارد .

پشت صحنه

یقین بدانید توفیقی حاصل نمی آمد اگر درپشت صحنه سریال ساعت شنی رفاقت حکمفرما بود.

طلب عوامل

تلاش: ولی طبق شنیده های ما تهیه کننده هنوز دستمزد بسیاری از دست اندکاران این سریال را نپر داخته است. پوریا: به نوبه خود هنوز حتی یک ریال بابت حضور در ساعت شنی نگرفته ام. تلاش: با توجه به این که کار گرفته و مخاطب قابل توجهی دارد ، چقدر احتمال می دهی که از خیر طلب بگذری؟ پوریا: به هرحال چون قرار دادی بسته شده و تهیه کننده خود را ملزم به پرداخت دستمزدها کرده، لذا کار حرفه ای آن است که دنبال پولمان باشیم و آن را تا ریال آخر از آقای شکری بگیریم.

بیات نشد

در عالم هنر های تصویری قانون نانوشته ای وجود دارد دال بر اینکه اگر کاری دیر پخش شود، بیات (پیر)می شود. با این حال این اتفاق برای ساعت شنی نیفتاده و اوضاع به گونه ایست که نمی توانم به واسط حضور در این پروژه احساس افتخار کنم.


احتمال سانسور

تلاش : در خبرها آمده بود که ساعت شنی را توفیق کرده اند ؟

پوریا : این سریال چیزی در حدود 28 قسمت ساخته شده و در حال پخش است . از طرفی قصه معین تا این لحظه که من کار را دنبال کرده ام شروع نشده ، امیدوارم در 17 قسمتی که از سریال باقی مانده به داستان معین پرداخته شود و ما با جابه جایی در قصه معین روبه رو باشیم نه حذف آن . با این حال امیدوارم ساعت شنی از این به بعد با کم لطفی مسئولان مواجه نشود .

می آمدید سر کار ما

شنیدم که یکی دو نفر از بازیگران سریال های اغماء و میوه ممنوعه اعتراض داشتند به اینکه دستشان سر کار بسته بوده است . وقتی مصاحبه این دوستان را خواندم دلم می خواست ازشان دعوت کنم تا با بازیگران شکرانه حرف بزنند .زیرا مطمئنم که اگر آنها یکی دو روز سر لوکیشن ما می آمدند نظرشان درباره ی محدودیت های حاکم بر اغماء و میوه ممنوع تغییر می یافت .زیرا این سریال ها تنها در یکی دو قسمت پایانی شان دچار مشکلاتی شدند در حالیکه سریال شکرانه از همان روز اول تصویر برداری اش گرفتار نباید ها بود . این خود سانسوری ها به حدی بود که بیشتر از آنکه به من بگویند چه کاری را انجام بده از من می خواستند تا هیچ کاری را انجام ندهم .

توفیق اجباری

به شهادت برنامه شب شیشه ای من پیش بینی کرده بودم که توفیق اجباری می تواند با حضور رضا گلزار ، باران کوثری ، رضا عطاران ودیگر بازیگرانش درگیشه به موفقیت برسد .الان هم از این که این فیلم توانسته سینما ها رو راضی کند ، خوشحالم .

 تلاش : تا پیش از توفیق اجباری این شائبه به وجود آمده بود که پوریا پورسرخ بازیگر ثابت کارهای لطیفی است . فکر می کنی چرا او تو را برای توفیق اجباری انتخاب نکرد ؟

پوریا : چون من هم اگر جای ایشان بودم رضا گلزار را انتخاب می کردم چون با نقش تناسب زیادی داشت . من دو سه بار توفیق اجباری را دیده ام و از تماشایش کیف کردم . همین که این فیلم توانسته در شرایط بد اقتصادی به فروش خوبی دست پیدا کند ، دلیل موفقیت آن است .

شایعه دعوا

تلاش : با این حرفهای که راجع به رضا گلزار زدی ، بدیعی است که دیگر کسی به خود این اجازه را نخواهد داد تا پیرامون دعوا و مشکلات ساختگی شما دو نفر مطلبی به دروغ بنویسد .

پوریا :بحث رضا گلزار نیست . به غیر از او ، من در این سینما با هیچ یک از همکارانم مشکلی ندارم . البته از یکی دو نفر خوشم نمی آید که این مسئله را کتمان نمی کنم و هر زمان که ببینمشان ناراحتی خود را بروز خواهم داد .منتهی دلیلی ندارد که ما اعضا ء یک خانواده بخواهیم دعواهای خود را در معرض دید عموم قرار دهیم . زیرا مردم مشکلات زیادی دارند و بهتر آن است که از زبان ما تنها راجع به نکات خوب بخوانند و بشنوند.

روز سوم

چند روز پیش در اهواز جلسه ای داشتیم در خصوص فیلم( روز سوم) .خوشحالم از آن که حاضران در آن جلسه چه از نظر لهجه و چه به لحاظ اکت ها و ری اکشن ها بازی بازیگران این کار را دوست داشته و آن را تایید کردند .

 

انتقاد از هوشنگ توکلی

از روز اول ورود به این حرفه، حتی در جواب کم لطفی بعض ها احترام نگه داشتم. الان هم به لحاظ شخصیتی بحث نمی کنم که احترام آقای توکلی واجب است، اما من اعتقاد دارم این درست نیست که هر گاه کاری گرفت بخواهیم  موفقیت آن را صرفا به بازی خود ربط بدهیم  و هرزمان که کاری شکست خورد در صدد برآییم تا با مصاحبه  علیه این و آن گناه را به گردن دیگران بیندازیم وخود را تبرئه کنیم. دقیقا به دلیل وود چنین طرز فکری و احترام به زحمت سایرین بود که به رغم نارضایتی ام ازنتیجه ی  سریال شکرانه با هیچ کجا در مورد این مجموعه مصاحبه نکردم . اما شما آقای توکلی شما که به واسطه ی شرایط سنی تان باید الگوی امثال من باشید،

منطق را زیر پا گذاشته و خیلی یک جانبه علیه برخی عوامل سریال مورد بحث  حرف زدید. حال من از شما می پرسم : آقای توکلی شما که عملکرد سایرین را زیر سئوال می بریدآبا در طول تصویر برداری سریال شکرانه وظایف خودتان را درست انجان می دادید؟ شمایی که وقتی سر صحنه می آمدید متن را حفظ نبودید و از گفتن حتی یک جمله ی کامل نیز عاجز می ماندید، چه طور به خودتان این اجازه را داده ای که از دیگران ایراد بگیرید؟

آقای توکلی خاطرتان هست که در یکی از سکانس ها متن را زیر دست خود گرفته بودید تا بتوانید از رو ی آن بخوانید؟ آیا می دانید که آن سکانس به این دلیل که حرکت شما در دوربین معلوم بود حذف شد؟ آن وقت از کار بقیه ایراد می گیرید؟ من شاهد بودم که آقا ی قائمیان صبح علی الطلوع گریم شد و تا پنچ عصر که قرار بود جلوی دوربین برود فرصت کمی برای یادگیری لهجه ی تاجیکی داشت. کدام بازیگر شهامت چنین کاری را دارد؟ آقای توکلی شما که سر صحنه بودید و مصائب کا رو تلاش بچه ها را می دیدید برای چه این طور فرافکنی کرده اید؟ به نظر من حداقل وظیفه ای که می توان برای بازیگر قائل شد این است که متن را حفظ و تمرین کند و سپس سر صحنه بیاید اما آقای توکلی هیچ کدام از این کارها انجام نمی داد و گاه در شرایطی صحنه را به خاطر کشیدن

سیگار ترک می کرد که بقیه ی عوامل آماده ی تصویر برداری از آن سکانس بودند. فیلم های پشت صحنه ی این کار که در دسترس خیلی هاست صحت این مسائل را تایید می کند.

 

محمد کاسبی

ای کاش کسانی مثل آقای توکلی می توانستند از محمد کاسبی ها درس بگیرند. سر سریال صاحبدلان من می دیدم که چه آقای کاسبی و چه آقای محجوب چه قدر برای بهبود کیفی کار زحمت می کشیدند.خاطرم هست که وقتی برای دور خوانی کنار یکدیگر مینشستیم آقای کاسبی بدون مراجعه به سناریو دیالوگ بقیه بچه ها را هم از حفظ بودند به گونه ای که وقتی کسی دیالوگ خود را از یاد میبرد آقای کاسبی بلافاصله به آن بازیگر میگفت که باید در آن لحظه چه بگوید.

 

محاوره

یکی از معضلات در سریال شکرانه این بود که به رغم زبان مشترک دو ملت ایران و تاجیکستان بازیگران تاجیک کار اصطلاحات محاوره ای رایج در زبان ما را نمی دانستند .به همین خاطر اگر می خواستیم که به طور مثال از عبارتی چون پا تو تو کفش من نکن ، استفاده کنیم باید ساعتها توضیح می دادیم که این عبارت به چه معناست .

نقد های کودکانه

همواره پذیرای نقد های تکنیکی و انتقاد های درست بوده ایم ، کما این که چندی پیش در محضر منتقدان بزرگی چون آقایان علی مقدم و درستکار انتقاد های درستی از من شد که آنها را بی کم و کاست پذیرفتم ولی برخی مطالبی که در ارتباط با نقد بازیگری به رشته تحریردرمی آید خنده دار وبی معنا هستند .مثلا اینکه در یک نشریه تخصصی بازیگری گفته شده من در سریال(شکرانه) در گیر ژست ها و صورتم بودم ! از شما می پرسم اگر قرار بود چنین در گیری  ای داشته باشم ، آیا زیربار آن گریمی که حامد (نام شخصیتی که پوریا در سریال شکرانه ایفا کرد ) داشت می رفتم ؟ البته باید به این قبیل نقدها عادت کنیم . زیرا ........

 

 

آن خانم خبرنگار

دیروقت بود که خانم خبرنگاری از طرف یک خبرگزاری تماس گرفت و گفت میخواهیم در ارتباط با سریال شکرانه با شما مصاحبه کنیم. قبول نکردم همانطور که به دوستان خوبم در تلاش نیز گفته بودم چون نمی خواستم درباره این سریال حرف بزنم ،لذا از آن خانم عذر خواستم.اما ایشان ادامه داد که ((پس چرا با بقیه مصاحبه میکنید؟))جواب دادم اگر هم مصاحبه ای از من به چاپ رسیده تخیلی است. در ادامه این خانم از من خواست تا شماره بازیگر زن سریال شکرانه(شیفا صفورا) را به او بدهم.من هم گفتم ما فقط همکار بودیم و دلیلی ندارد که بنده بخواهم شماره ای ازآن بازیگر تاجیکستانی داشته باشم.این توضیح منطفی به مزاق آن خبرنگار خوش نیامد به همین خاطر با لحن بدی شروع به اتقاد از من کرد و گقت به نظرم کار شما این نیست که راه بیفتید به این مجله و آن مجله تا عکس بی اندازید و عکستان را روی جلد کار کنند.در جوابشان گفتم ترجیح میدهم در این مجلات عکس بیاندازم تا اینکه بخواهم با جایی حرف بزنم که شعور یکی از دست اندر کارانش اندازه شماست.فکر میکنید فردای آنروز چه مطلبی به نقل از من روی خروجی های این خبر گزاری قرار گرفت؟آن خانم به همکارانش گفت که پورسرخ همه ما را خطاب قرار داده و گفته که آدمهای بی شعوری هستید.به همین واسطه بی دلیل علیه من جریانی درست شد تا از خودم بپرسم چگونه است که در یک خبرگزاری خوب مملکت تنها به حرف یک خبرنگار استناد میشود و کسی از طرف مقابل نمی خواهد تا به دفاع از خود بپردازد

 

لطمه

تلاش : به خاطر بازی در شکرانه لطمه خوردی؟

پوریا : رو راست بگویم این سریال را دوست ندارم .ضمن آنکه طبق فرمایشات آقایان علی معلم و درستکار زیادی خودم را در این کار سانسور کردم .

مشکل روحی و روانی

تلاش : شایعه شده بود که پس از پخش این سریال دچار مشکلات روحی و روانی شده ای ؟

پوریا :این خبر کذب محض است . زیرا به عنوان یک بازیگر با اوج و فرودهای این حرفه آشنا هستم ومی دانم که وقتی بازتاب حضورم در یک سریال تا این اندازه مورد توجه قرارمی گیرد این بدان معناست که با کارها و انتخابهای قبلی ام انتظارات عمومی را نسبت به خود بالا برده ام . البته نا گفته نماند که انتظار خودم نیز بالاست .

 

حرفهای خاله زنکی

وجود یکسری حرفهای خاله زنکی باعث شد تا رابطه بین من  و آقای قاری زاده شکراب شود

 

فیلم اولی ها

انتقادات زیادی از (پسران آجری ) شد به همین خاطر چند وقت پیش با خودم فکر کردم : مگر چند نفر از بازیگرانی که الان مطرح هستند شروع کارشان در سینما با فیلم های درجه یک بوده است که حالا همه توقع دارند تا اولین فیلم پوریا پورسرخ چیزی فراتر از(پسران آجری ) باشد ؟ مگر بقیه با (بن هور) شروع کرده اند که علیه من این همه حرف وحدیث به راه افتاده است .

فروش خوب

به غیر از من که تازه کار محسوب می شدم تیر داد کیائی ،بهنوش طباطبایی و فرزار فرزین هم اولین بار بود که با عنوان بازیگر جلوی دوربین سینما می رفتند . از سوی دیگر پسران آجری اکران محدودی داشت .ضمن آنکه برای این فیلم بیلبوردی هم در نظر گرفته نشد . با این حال فروش پسران آجری خوب بود و این نشان می دهد که فیلم مورد نظر به آن بدی که برخی منتقدان می گویند نبوده است ..

موسیقی

تلاش: شنیده بودیم که قرار است در زمینه موسیقی فعالیتهایی داشته باشید.این مسئله تا چه حد صحت دارد؟
پوریا: من صرفا یک شنونده حرفه ای هستم و نه با سازی آشنایی دارم و نه اینکه قصد دارم تا به عنوان خواننده فعالیت کنم. دو دوست مستعد در زمینه خوانندگی دارم به نامهای مسیح و آرش که از خوانندگان جوان و مطرح خارج از کشور هستند. کنسرتهای خوب را هم از دست نمی دهم و شاید این دوستیها با اهالی موسیقی منجر به ایجاد چنین شایعاتی شده است. سخن آخر اینکه خوشحالم از برگزاری جشنواره موسیقی پاپ و امیدوارم این حرکت ادامه پیدا کند.

نوشته شده در سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت 2:6 توسط باران| |

سلام بچه ها

این چند وقت اونقدر درگیر امتحانات بودم که فرصت نکردم آپ کنم. ولی بهرحال تموم شد.

درست مثل سریال ساعت شنی که اون هم بالاخره تموم شد. اما چه تموم شدنی. خودمونیم ها... اگر تو دنیا تو هر چی هم اول نباشیم حداقل تو حرفه سانسور کردن حرف اول رو ما می زنیم. اون هم چقدر حرفه ای. سریال 28 قسمتی رو ببین یه دفعه چه طوری جمع و جورش کردن و با عجله سرهم کردنش تا زودتر تمومش کنن و تلویزیون و مخصوصا مسئولان شبکه اول سیما رو از شر حرفهای خاله زنکی اطرافیان راحت کنند.

به قول آقای پور سرخ ما بیشترین ضربه رو از خود سانسوری خوردیم.

امیدوارم که در آینده با تغییر سیاست های مسئولان و همچنین عوض شدن دید بعضی از عناصر ملت به مشکلات و دغدغه های مردم، کمتر با چنین مواردی روبرو بشیم.

یه تیم و گروه بزرگ مدت طولانی رو شبانه روز کار می کنن و زحمت می کشن تا گوشه ای از مشکلات مردم درغالب فیلم یا سریال به جامعه منعکس کنند ولی بعد از اون هم تلاش و زحمت، دچار گردباد خودسانسوری میشن که هر کدوم از عوامل سریال به نوبه خود از این مسئله متضرر می شن. قصه فیلم، بازی بازیگران و غیره و غیره

بهرحال امیدوارم که دیگه این مسائل کمتر در سیمای کشورمون اتفاق بیفته.

 


دوست ...

 شبی ....

آسمان دل من ابری شد

و عجیب است که در ظلمت شب، خورشید بر آمد با پیامی به نظر مبهم و گنگ

و چنین شد که نگاهم به نگاهی نگران شد

و از آن پس فکر من بود، که چون موج، به ساحل صدفِ پرسش و پاسخ می ریخت

واژه دوست عجب حال مرا در هم کرد

...

من به خود گفته که این بار تو را خواهم جست

دوست بودن نه همین صحبت یک ساعته است

و تو باید که مرا همدل و همفکر شوی

و هر آن ارزش و حرمت که سزاوار تو است وسزاوار من از جانب تو به خوشی طالب انجام شوی

دوست باید که مرا وا نگذارد به خودم

و هر آنجا که رود چرخش چشمم رخ مه گونه ی او را نگرد

و در این تیره سرا راهنمای دل فرسوده ی من تا به آن خوبی مطلق و همان خالق یکتا و همان راه خدایی باشد

و چنین بود که سهراب سرود:خانه دوست کجاست؟؟؟

خانه دوست دل بی رنگ من و تو٬ دل دریایی ماست

و در آخر به چنین نکته کفایت بد نیست :

کاین چه رمزی است که دریا به چنین شور و حرارت همه دلبسته ساحل شده است

و زمانی که به خروش آید و از خشم به ساحل برود

همه غمهای خودش فاش بگوید

تا که آرام بگیرد

و چه آرامش زیبایی

کاش همه ساحل بودند...

 


نوشته شده در پنجشنبه یازدهم بهمن 1386ساعت 10:48 توسط باران| |


Design By : Night Skin