تبليغاتX
عابر احساس


عابر احساس

تا چشمم به این شعر خورد خوشم اومد و اینجا گذاشتم.متاسفانه نمیدونم چه کسی شاعر این شعر پر احساس بوده.

یکشنبه غم انگیز با صدها شاخه گل سپید

در کلیسایی کوچک دعا گویان

در انتظارت بودم محبوبم

آن یکشنبه صبح رویاهایم را دنبال کردم

اما بازهم ارایه اندوهم

بی تو به سویم بازگشت

از آن پس تا همیشه

یکشنبه ها غمبار است

اشک مینوشم نان اندوه میخورم

یکشنبه غم انگیز است

در این یکشنبه آخرین به سراغم بیا محبوبم

مرد روحانی هست تابوت هست

کفن هست

گل ها در انتظار تو اند

گل ها و یک تابوت

در زیر درختان شکوفه بار برای آخرین بار می فریبمت

چشمانم گشوده اند تا واپسین بار

نگاهت کنم نترس از چشمانم

من حتی در مرگ هم تو را تقدیس میکنم


وبلاگ عابر احساس یک ساله شد

نوشته شده در یکشنبه یکم دی 1387ساعت 10:40 توسط باران| |


Design By : Night Skin