عابر احساس
و ازسر بی خیالی نفسی عمیق بکشم وبه دروغ زیر لب زمزمه کنم: همه چیز خوب پیش میرود........همه با هم مهربانند...اوضاع بر وفق مراد است و از همه مهمتر بوی بهار در اتاقم پیچیده است. اما نه..... زانوهایم خم میشوند در مقابل این حقیقت بزرگ صادق هدایت: در زندگی زخم هایی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا میخورد و میتراشد و من بی اختیار ساکت میشوم و در سکوت مرگ روح خود را نظاره گر میشوم. پ ن :با این حال و روز احساس میکنم در بهاری که در آستانه آن قرار داریم نه دلم خواهد لرزید و نه وصلی صورت خواهد پذیرفت.اگر حتی بر براق عشق هم نشینم به مقصد نخواهم رسید!
| Design By : Night Skin |

